جنگ جهانی دوم. سرهنگ کلاوس فون اشتافنبرگ در حمله نیروهای متفقین به ارتش آلمان در افریقا، به شدت زخمی شده و به آلمان فرستاده می شود. همزمان در آلمان ژنرال ترسکوو با جاسازی بمبی در هواپیمای حامل هیتلر ترتیب سوءقصدی به جان وی را می دهد. اما بمب منفجر نشده و تراسکوو و همراهانش به فکر نقشه تازه ای برای کشتن هیتلر و نجات ملت آلمان از دست دیکتاتور و پایان جنگ می افتند. تراسکوو به ژنرال البریخت پیشنهاد می کند اشتافنبرگ- که تازه از بیمارستان مرخص شده- به عنوان جایگزین یکی از اعضای دستگیر شده کمیته به جمع مخفی آنان راه یابد. اشتافنبرگ با سه تن از چهره های برجسته مقاومت- دکتر گوردلر که در صورت موفقیت طرح ترور هیتلر به سمت صدراعظمی آلمان خواهد رسید، ژنرال بک و مردی به نام ویتزلبن- دیدار می کند. اشتافنبرگ پیشنهاد می کند برای نزدیک شدن به هیتلر از طرح والکیری(والکوره) استفاده کنند. بر اساس این طرح فرمانده نیروهای ذخیره ارتش در صورت بروز هر حادثه ای برای پیشوا، زمام امور را در دست خواهد گرفت. ژنرال فروم پیشنهاد اشتافنبرگ و دوستانش را رد می کند، اما...